کد خبر : ۲۷۲۲۱
تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
احمد اعتقاد داشت که شروع زندگی مشترک به معنای محدود کردن یکدیگر نیست بلکه باید برای تکامل یکدیگر تلاش کرد.

 احمد از نظر شخصیتی، یک فرد کاملا عاطفی بود و فکر می کنم از نظر زندگی مشترک خانوادگی باید الگوی دیگران باشد. آن چیزی که ایشان برای یک زندگی مشترک ترسیم می کرد، شاید در مرحله نخست، چندان خوشایند نبود، اما در نهایت بسیار پسندیده بود. ایشان اعتقاد داشت دو نفر که با هم زندگی مشترکی را شروع می کنند، به معنای محدود کردن یکدیگر نیست، بلکه باید برای تکامل یکدیگر کار بکنند. اینکه بنشینند و تمام جزئیات را برای هم نقل می کنند، این معنای رفاقت نیست.

آن زن و شوهری که می خواهند با هم زندگی کنند باید واقعا با هم رفیق باشند، یکدیگر را درک کنند و به هم اعتماد داشته باشند. یکی از ویژگی های خوب احمد این بود که مرا به تحصیل و درس خواندن بیش از اندازه تشویق می کرد. برای این کار خود هم دلیلی داشت. او همیشه نگران آینده اش بود و می گفت، چون من نمی دانم زندگی ام چگونه خواهد بود، تو باید طوری باشی که بتوانی روی پای خودت بایستی.

چه از نظر درآمد مالی، چه کار کردن و چه از لحاظ مسائل اجتماعی باید وضعی داشته باشی که خودت بتوانی کارهایت را اداره کنی. به این جهت مرا وادار می کرد که همه چیز را یاد بگیرم و بتوانم به اصطلاح گلیم خودم را از آب بیرون بکشم. البته درس خواندن را خیلی دوست داشت و عقیده اش این بود که کار اساسی در زندگی، درس خواندن و فهم و کسب معرفت است.
نویسنده:
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدید ها