کد خبر : ۲۸۲۳۷
تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۰:۳۲
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
وقتی که هفته پیش سیل حملات متقابل زبانی میان ایران و امریکا در جریان بود و ترامپ اظهارات تندی را علیه ایران بیان می کرد، بسیاری از کارشناسان حدس می زدند که او دارد همان سیاستی که در مقابل کره شمالی پیش گرفته است را در برابر ایران پیش می برد. ظاهرا چنین هم شد، او در چرخشی 180 درجه ای اعلام آمادگی کرد که با ایران مذاکره کند. اما دو نکته در این جا مطرح است، نه ایران کره شمالی است و نه کره جنوبی یا ژاپن دو متحد آسیایی امریکا، عربستان و اسرائیل، دو متحد منطقه ای امریکا هستند تا بتوانند زمینه های چنین مذاکراتی را فراهم کنند. وانگهی نه پمپئو به عنوان وزیر امور خارجه امریکا رویکرد صلح طلبانه ای نسبت به ایران همانند کره شمالی دارد. بنابراین نمی توان چندان امیدی به این تعارف های ترامپ بست که روشن است می خواهد ایران را در برابر یک دو راهی قرار دهد تا برای هر کدام از آنها تبلیغات رسانه ای راه بیندازد: اگر ایران مذاکره با ترامپ را بپذیرد احتمال قوی او سطح مناسبات را در همین سطح نگه می دارد تا بتواند از آن خوراک تبلیغاتی به سود جمهوریخواهان فراهم کند تا از انتخابات میان دوره ای کنگره عبور کنند تا بعد از آن دوباره فضا را به عقب برگرداند. اگر ایران نپذیرد مذاکره کند و به درستی اشاره کند که هیچ زمینه ای برای مذاکره وجود ندارد و کسی که حاضر به قبول برجام نیست چگونه می توان به او برای انجام مذاکره اعتماد کرد، آن گاه خواهد گفت، دیدید خواستم با آنها مذاکره کنم، نپذیرفتند!

سید علی موسوی خلخالی، سردبیر دیپلماسی ایرانی نوشت:

دیپلماسی ایرانی: نمی توان امیدی به حرف های ترامپ بست. او در حالی از آمادگی بدون پیش شرطش برای مذاکره با ایران صحبت می کند که همین یک هفته پیش ایران را آماج حملات تند توئیتری اش قرار داده بود و بعد از آن مایک پمپئو، وزیر امور خارجه اش به حکومت ایران به شدت تاخته بود و اظهاراتی را بیان داشته بود که تا کنون سابقه نداشته است. پس با توجه به این پیش زمینه ها چگونه می توان امید داشت که ترامپ واقعا به دنبال مذاکره با ایران است؟ چه تضمینی وجود دارد که در میانه راه مذاکره، ناگهان نظر ترامپ عوض نشود و نخواهد شوی جدیدی را اجرا کند؟

برای همه روشن است که دولت جدید امریکا با عناصر تندرویی که دارد به دنبال براندازی جمهوری اسلامی ایران است. جان بولتون، مشاور امنیت ملی و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه امریکا تا کنون ابایی نداشته اند که از تلاش هایشان برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران سخن بگویند. همین دو ماه پیش بود که مایک پمپئو در پی خروج کشورش از برجام به دستور رئیس جمهوری امریکا، فهرست بلندبالایی از خواسته های امریکا را در برابر ایران مطرح کرد در حالی که خود بهتر از هر کسی می دانست که بندهای این فهرست به دور از واقعیت هاست و تحقق آنها شدنی نیست. مگر تحولی در طول این مدت در این رابطه صورت گرفته که اکنون ترامپ می گوید حاضر به مذاکره بدون پیش شرط با ایران است؟

حتی اگر مذاکراتی هم آغاز شود و دو طرف پشت میز مذاکره نشستند و حاضر شدند طی جلساتی مذاکرات خود را دنبال کنند، حتی اگر آن طور که ترامپ می گوید حاضر است با حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران دیدار کند در جایی مثل مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک دیداری هم صورت بگیرد، چه تضمینی وجود دارد که با وجود افرادی نظیر جان بولتون و مایک پمپئو نظرش عوض نشود و آنها بر او تاثیر نگذارند و ناگهان همه چیز به نقطه صفر بازنگردد؟ او که برجام را که حاصل دست کم 10 سال مذاکره سخت میان ایران و جامعه جهانی بود و حداقل در موضوع هسته ای دستاوردی داشت، تاب نیاورد چگونه تضمین می دهد از توافق دیگری با ایران خارج نشود؟

از سوی دیگر رابطه ماه عسل گونه بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل و محمد بن سلمان، ولیعهد و وزیر دفاع عربستان با ترامپ که هر دو از دشمنان سرسخت ایران هستند، چگونه می تواند این اجازه را به او بدهد که با ایران به توافقی برسد؟ نتانیاهو که به صراحت به چیزی جز ویرانی تاسیسات هسته ای ایران راضی نیست و به صراحت به دشمنی اش با ارکان نظام ایران اشاره می کند یا خواسته های عجیب و غریب محمد بن سلمان از ایران که فهرست بلندبالایی دارد و حتی توهم آمیز می شود، چگونه می تواند این فرصت را برای ترامپ فراهم کند که به دیدار با ایرانی ها بنشیند و با آنها به توافق برسد؟

شکی نیست که نفس مذاکره نه تنها اشکالی ندارد بلکه بسیار هم سودمند است و می تواند دستاوردهای بزرگی داشته باشد. همیشه ثابت شده است که دستاوردی که در دیپلماسی و مذاکره وجود دارد در هیچ چیز دیگری نیست. اما مساله این است که چقدر می توان به طرف مقابلی که صحبت از مذاکره می کند اعتماد کرد؟ در حالی که امریکای امروزی ترامپ در همه جا بر اساس اصل «همه یا هیچ» راضی به گفت وگو شده و به چیزی جز تامین صددرصدی خواسته های خود راضی نشده است، چگونه می توان با آن به توافق رسید تا در ضمن این توافق خواسته های ایران نیز تامین و تضمین شود؟

وقتی که هفته پیش سیل حملات متقابل زبانی میان ایران و امریکا در جریان بود و ترامپ اظهارات تندی را علیه ایران بیان می کرد، بسیاری از کارشناسان حدس می زدند که او دارد همان سیاستی که در مقابل کره شمالی پیش گرفته است را در برابر ایران پیش می برد. ظاهرا چنین هم شد، او در چرخشی 180 درجه ای اعلام آمادگی کرد که با ایران مذاکره کند. اما دو نکته در این جا مطرح است، نه ایران کره شمالی است و نه کره جنوبی یا ژاپن دو متحد آسیایی امریکا، عربستان و اسرائیل، دو متحد منطقه ای امریکا هستند تا بتوانند زمینه های چنین مذاکراتی را فراهم کنند. وانگهی نه پمپئو به عنوان وزیر امور خارجه امریکا رویکرد صلح طلبانه ای نسبت به ایران همانند کره شمالی دارد. بنابراین نمی توان چندان امیدی به این تعارف های ترامپ بست که روشن است می خواهد ایران را در برابر یک دو راهی قرار دهد تا برای هر کدام از آنها تبلیغات رسانه ای راه بیندازد: اگر ایران مذاکره با ترامپ را بپذیرد احتمال قوی او سطح مناسبات را در همین سطح نگه می دارد تا بتواند از آن خوراک تبلیغاتی به سود جمهوریخواهان فراهم کند تا از انتخابات میان دوره ای کنگره عبور کنند تا بعد از آن دوباره فضا را به عقب برگرداند. اگر ایران نپذیرد مذاکره کند و به درستی اشاره کند که هیچ زمینه ای برای مذاکره وجود ندارد و کسی که حاضر به قبول برجام نیست چگونه می توان به او برای انجام مذاکره اعتماد کرد، آن گاه خواهد گفت، دیدید خواستم با آنها مذاکره کنم، نپذیرفتند!   
نویسنده:
برچسب ها: ترامپ ، برجام ، مذاکره
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار