کد خبر: ۳۳۸۵۰
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۸ - ۱۴:۱۱
ارسال به دوستان
ذخیره
«هدف این نوشته دفاع از اصلاح‌طلبان و عملکردشان نیست، بلکه به این نکته اشاره می‌کند که با تضعیف گفتمان اصلاح‌طلبی و پتانسیل سیاسی آن برای تغییر، طبقه متوسط ایران آسیب جدی خواهد دید؛ طبقه‌ای که همواره در تغییرات سیاسی و اقتصادی ایران نقش مؤثری را ایفا کرده است.»

«هدف این نوشته دفاع از اصلاح‌طلبان و عملکردشان نیست، بلکه به این نکته اشاره می‌کند که با تضعیف گفتمان اصلاح‌طلبی و پتانسیل سیاسی آن برای تغییر، طبقه متوسط ایران آسیب جدی خواهد دید؛ طبقه‌ای که همواره در تغییرات سیاسی و اقتصادی ایران نقش مؤثری را ایفا کرده است.»

در سرمقاله شنبه روزنامه شرق آمده است: «در اعتراضات اخیر نکته قابل‌ تأملی به چشم می‌خورد که اغلب تحلیلگران سیاسی و جامعه‌شناسان مستقیم یا غیر مستقیم به آن اشاره کرده‌اند و آن نکته چیزی نیست مگر عدم مشارکت طبقه متوسط در این اعتراضات؛ طبقه‌ای که در اعتراضات ۸۸ حضوری پررنگ داشت. تاکنون طبقه فرودست دو بار بعد از حوادث ۸۸، در دی ۹۶ و آبان ۹۸ برای تحقق خواسته‌هایش که جنبه اقتصادی و معیشتی داشته پا به میدان گذاشته است. اگر بخواهیم نقشه تغییر نیروهای اجتماعی ایران را مصور کنیم، نیروهای تندروی داخل و خارج نقش برجسته‌ای در این روایت دارند. این همداستانی به‌گونه‌ای است که نیروهای تندرو داخلی و خارجی با این که هیچ‌گونه منافع مشترکی ندارند و حتی به نوعی خصم یکدیگرند، ناخواسته منافع یکدیگر را تضمین می‌کنند. در دی ۹۶ و آبان ۹۸ تنگناهای اقتصادی و بعد افزایش قیمت بنزین و تبعات آن، اعتراضات مردمی را شکل داد و فرودستان را به خیابان کشاند. این اعتراضات که با استقبال اپوزیسیون روبه‌رو شد، به‌سرعت سمت‌وسویی سیاسی گرفت و هر یک از جناح‌های اپوزیسیون در رقابت با یکدیگر برای عقب‌نماندن از قافله به حمایت از این اعتراضات و بهره‌برداری سیاسی از آن و پمپاژ اعتراضات پرداختند و این پمپاژ، ائتلافی ناخواسته و تحمیلی را رقم زد که آن را تا حدی از شمایل خود خارج کرد.

به‌ گفته میگدال «ائتلاف‌ها و سازش‌ها ممکن است نه‌تنها توانایی یک نیروی اجتماعی برای دستیابی به اهدافش را افزایش دهند، بلکه خودِ آن اهداف را نیز دگرگون ‌سازند. همان‌طور که حامیان یک نیروی اجتماعی تغییر می‌کنند، این نیروهای [تازه به میدان آمده] نیز ممکن است پایگاه مادی و نیز ایده‌ها و ارزش‌های جدیدی را در تشکیلات خود وارد کنند.» اگر بخواهیم بر این مبنا اعتراضات اخیر را روایت کنیم این صورت‌بندی به دست می‌آید: در این ائتلاف‌ها پایگاه اجتماعی و ایدئولوژیک نیروهای اجتماعی فرودست تغییر یافته و با این تغییر، ناخواسته اهداف و برنامه‌ها و این که فرودستان در نهایت به چه کسانی خدمت می‌کنند نیز تغییر پیدا می‌کند. از این روایت به‌سرعت می‌توان به این نتیجه دست یافت که هرگونه تغییر و اعتراضی ناممکن است. این برداشت حتی اگر قرین به واقعیت باشد که هست، نمی‌تواند مانع از اعتراضات و ائتلاف‌های ناخواسته گروه‌های اجتماعی شود و به یک معنا در چنین وضعیتی این‌دست ائتلاف‌ها اجتناب‌ناپذیر است، مگر این که گروه‌های مرجع داخلی؛ اصلاح‌طلبان و اصولگرایان و دیگر نیروهای مترقی و دموکراسی‌خواهِ دست بالا را پیدا کنند. البته ناگفته پیداست که نیروهای تندرو داخلی به دلیل شرایط خاص و خصیصه‌های سلبی خودشان ناگزیر در این میدانِ بازی وارد خواهند شد؛ میدانی که اپوزیسیون آن را طراحی کرده است یا نقش فعالی در آن ایفا می‌کند.

از همین‌جا به تحلیل نکته‌ای می‌رسیم که در ابتدای یادداشت از آن یاد کردیم: عدم مشارکت طبقه متوسط در دو رویداد دی ۹۶ و آبان ۹۸. این تحلیل به پشتوانه این برداشت صورت خواهد گرفت که ائتلاف‌ها بین نیروهای اجتماعی به تغییر ایده، اهداف و ماهیت این گروه‌ها می‌انجامد. اپوزیسیون با درک این مهم با ایجاد اتحادی ناخواسته با نیروهای اجتماعی تندرو ایران تلاش کرد تا نیروی اجتماعی قدرتمندی را که همواره در سیاست داخلی ایران نقش تعیین‌کننده‌ای داشتند، از کار انداخته و منفعلش کند.

از این‌ رو می‌توان ادعا کرد که شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» بیش از آن‌ که برای اصولگرایان طراحی شده باشد، برای خنثی‌سازی تأثیرات اجتماعی اصلاح‌طلبان تدارک دیده شده است. شعاری که هدفش یکسان‌سازی منتقدان حکومت و حامیان پروپاقرص آن بود، از هژمونی اصلاح‌طلبان در طبقه متوسط کاست و با شوربختی باید گفت عدم تحقق وعده‌های دولت روحانی و همداستانی و اصرارِ مخالفان داخلی و خارجی اصلاح‌طلبان در نشان‌دادنِ ضعف‌های آنان ضربه سنگینی به جایگاه اصلاح‌طلبان وارد کرد. هدف این نوشته دفاع از اصلاح‌طلبان و عملکردشان نیست، بلکه به این نکته اشاره می‌کند که با تضعیف گفتمان اصلاح‌طلبی و پتانسیل سیاسی آن برای تغییر، طبقه متوسط ایران آسیب جدی خواهد دید. طبقه‌ای که همواره در تغییرات سیاسی و اقتصادی ایران نقش مؤثری را ایفا کرده است، درست همان‌طور که «مارکس» خاصه در «مانیفست» طبقه متوسط را توصیف کرده است: «بورژوازی حتی در زمین آگاهی‌بخشی سیاسی نیز موفقیت‌های چشمگیری داشته است. اوست که باعث شده تمامی آن سلطه‌هایی که پنهان بودند و مبارزه علیه‌شان دشوار، شفاف شوند.»

طیف گسترده‌ای از جامعه ۸۳ میلیونی ایران را طبقه متوسط شکل می‌دهد؛ طبقه‌ای که از قضا گستردگی دیدگاه‌های سیاسی و منافع متکثری دارند. بازاریان سنتی، پیشه‌وران، مدیران و کارمندان میانی دولت و تعداد بسیاری از افراد دستگاه‌های آموزشی و دانشگاهی بخش نه‌چندان بزرگی از طبقه متوسط هستند؛ طبقه‌ای که به‌قول «پرودن» در بطن آن اندیشه آزادی زنده و پویاست؛ طبقه‌ای که عقل آینده‌نگر دارد و با این که از سوی طبقات فرودست و اغنیا پس زده می‌شود اما دل و عقل کشور است. پس بی‌دلیل نیست که اصلاح‌طلبان به‌واسطه اثرگذاری‌شان در این طبقه مورد حملات مخالفان قرار می‌گیرند. همین حملات داخلی و خارجی و البته عملکردِ خودشان است که از نفوذ آنان در این طبقه کاسته و به‌ جرات می‌توان گفت که دیگر هژمونی سابق را ندارند. اما در وضعیت موجود تضعیفِ اصلاح‌طلبان بیش از آن‌ که به ضرر آنان تمام شود که می‌شود، به ضرر جامعه سیاسی است. اینک طبقه متوسط ایران به‌واسطه همین تخریب‌ها بی‌سَر شده است. اصلاح‌طلبان و طبقه متوسط توان اثرگذاری‌شان را از دست می‌دهند، خاصه طبقه متوسط که نمی‌توان آن را با پمپاژهای سیاسی و بهانه‌های اقتصادی به‌راحتی به میدان کشید و از آن بهره‌برداری کرد. به‌ طور تاریخی طبقه متوسط منافع خودش را خوب تشخیص می‌دهد؛ تا حدی که همواره به خاطر همین شناخت منافعش مورد طعن و تحقیر بوده است.

به‌ گفته مارکس «همه طبقات برای منافع خود می‌جنگند ولی این را نیز دارند که منفعت خود را به جای منفعت عمومی جا بزنند.» اکنون همین تعارض منافع است که جامعه سیاسی و نیروهای اجتماعی آن را شکل می‌دهد. اصولگرایان با بخش کوچکی از طبقه سنتی درصددند اصلاح‌طلبان را از میدان سیاست به در ‌کنند. غافل از این که تضعیف مصلحان اجتماعی شاید در کوتاه‌مدت به نفع آنان باشد اما در درازمدت بیش از هر جناحی به ضرر آنان و کشور خواهد بود. پس از این منظر، حمله به اصلاح‌طلبان به‌ بهانه «بیانیه ۷۷نفر» خسارت‌بار است. در غیاب حداکثری اصلاح‌طلبان بخشی از طبقه متوسط هم از کار خواهد افتاد و این ناکارآمدی در صورتی می‌توانست به نفع جریان‌های اصولگرا باشد که آنان از هژمونی قابل‌ توجهی در میان فرودستان برخوردار بودند که وقایع اخیر این را نشان نمی‌دهد. پس اصولگرایان ناگزیر، به‌دلیل پمپاژهای بیرونی رودرروی کسانی قرار گرفته‌اند که دولت متبوع آنان را روی کار آورده‌اند. شاید این رودررویی بیش از هر چیز از غیاب طبقه متوسط بروز پیدا کرده است.

تاریخ اعتراضات اجتماعی نشان داده مصلحان و طبقات میانی جامعه کمتر میل به خشونت دارند و به دشواری می‌توان از آنان در سناریوهای خشونت‌بار بازی گرفت. طبقه متوسط حایلی میان حکومت و طبقات فرودست است و بخش بسیاری از این طبقه می‌توانند مطالبات طبقات فرودست را به شیوه‌ای مدنی راهبردی کند. خاصه این که به‌لحاظ اقتصادی و وضعیت معیشتی فاصله چندانی بین طبقات متوسط و فرودست وجود ندارد و فاصله میان آنان بیش از هر چیز در شیوه دستیابی به مطالبات است. بی‌سَرسازی طبقه متوسط، آن را به انفعال می‌کشاند و در انفعالِ طبقه متوسط طبقه فرودست نیز بی‌سر خواهد شد و معلوم نیست چه کسی در آینده سوارِ کار خواهد شد!»

منبع: ایسنا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار

سوختگی در ایران ۸ برابر میانگین جهانی است

به خاطر استخوان‌هایتان ۷ ماده غذایی را هرگز نخورید

تجمع سگ‌های ولگرد در محوطه دانشگاه علوم پزشکی کرمان / نبود دیوار دانشگاه خطری برای دانشجویان کرمان

ضربه به ۶ باند قاچاق مواد مخدر در شرق استان کرمان

دولتی‌ها اصل بی‌طرفی در سلامت انتخابات را مد نظر داشته باشند

۱۴ میلیون و ۹۴۷ هزار سهم در بورس کرمان معامله شد

کشف دلستر‌های تاریخ مصرف گذشته در سیرجان 

مردم به مراکز غیر مجاز تبدیل سوخت مراجعه نکنند / با مصوبه جدید دولت خودروها به طور رایگان گازسوز می‌شوند

مردم به مراکز غیر مجاز تبدیل سوخت مراجعه نکنند / با مصوبه جدید دولت خودروها به طور رایگان گازسوز می‌شوند

فعلا باید به پراید اصلاحات اکتفا کنیم/باید با مردم وارد یک گفت‌وگوی انتقادی بشویم/ اصلاح‌طلبان در مجلس دهم اکثریت نبودند/ برای حفظ ثبات کشور و خروج از شرایط موجود راهی جز مشارکت فعالانه در انتخابات نداریم/ همه کاسه و کوزه‌ها را می‌خواهند سر اصلاح‌طلبان بشکنند/ اصولگرایان وقتی نگران معیشت مردم می‌شوند که رقیب‌شان در قدرت است

پربازدید ها

مسئولین اجازه ندهند فضا به سمت دو قطبی شدن و رقابت ناسالم برود/ در دهه اخیر هر اعتراضی که در کشور صورت می گیرد به سرعت جنبه خارجی پیدا می کند/اولین بار و آخرین بار انجام انتخابات نیست/هر کسی که تایید صلاحیت شد، حق تخریب رقیب را ندارد

با فعالیت‌های تخریبی علیه اصل انتخابات برخورد قضایی خواهد شد

فعلا باید به پراید اصلاحات اکتفا کنیم/باید با مردم وارد یک گفت‌وگوی انتقادی بشویم/ اصلاح‌طلبان در مجلس دهم اکثریت نبودند/ برای حفظ ثبات کشور و خروج از شرایط موجود راهی جز مشارکت فعالانه در انتخابات نداریم/ همه کاسه و کوزه‌ها را می‌خواهند سر اصلاح‌طلبان بشکنند/ اصولگرایان وقتی نگران معیشت مردم می‌شوند که رقیب‌شان در قدرت است

تکلیف کشور با بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، مشخص شد

دولتی‌ها اصل بی‌طرفی در سلامت انتخابات را مد نظر داشته باشند

پر بحث

بخاطر آپاندیسیت 4 بار فرزندم به اتاق عمل رفت/فرزندم هم جسمی و هم روحی آسیب دیده است/ نهادهای نظارتی به دادم برسند+ عکس   (۱۲ نظر)

همه موافق سیستم اعلام بار مجازی هستند به جز من و 80 درصد رانندگان/ رانندگان در این سیستم حق انتخاب بار ندارند/ سیستم مجازی اعلام بار بوشهر رضایت بخش نبود/ نظارت ما بر سیستم اعلام بار کم رنگ می شود   (۸ نظر)

چهره‌ها، چهره به دنیا نمی‌آیند   (۸ نظر)

هیچ تعصبی روی هیچ پزشکی نداریم/ من تایید نمی‌کنم که از نظر تجهیزات پزشکی در مضیقه‌ایم/ تبحر پزشکان متفاوت است/ عارضه جزیی از پزشکی است   (۶ نظر)

چهارده سالگی سن افسردگی نوجوانان/ تصویری که نوجوانان از خودشان از نظر جسمی و روحی دارند در دوران بلوغ به هم می‌ریزد و همین باعث می‌شود از خودشان راضی نباشند   (۵ نظر)

حرفه خبرنگاری را به رسمیت بشناسیم   (۵ نظر)

نیاز نداریم برای موفقیت در انتخابات اسم تشکیلاتمان را تغییر دهیم   (۵ نظر)

ویدئو: گزارش گفتارنو از نحوه آماده سازی مراسم عزاداری حسینیه خواجه خضر کرمان   (۴ نظر)

آقای فدائی! به زنان کرمان بی وفایی شد   (۳ نظر)

جوابیه ماه‌بانو معصوم‌زاده به گفتارنو+ توضیحات گفتارنو: خانم معصوم‌زاده! بابت آن اشتباه عذرخواهی می‌کنیم؛ ولی ظاهرا اشتباه گرفته‌اید   (۳ نظر)

پرطرفدارترین ها

موسسه مولی‌الموحدین غیرانتفاعی، غیردولتی و غیرسیاسی است/ نیروی انتظامی خواستار تغییر اساسنامه موسسه شد/ هیچ یک از اعضای هیات امنا سهمی در شرکت‌های موسسه ندارند و هیچ دریافتی‌ رسمی و غیررسمی به‌خاطر عضویتشان نداشته‌اند/ فعالیت‌های اجتماعی موسسه در ایران بی‌نظیر است/ یک ریال از کمک‌های دولتی وارد موسسه نشده است   (۲ نظر)