کد خبر: ۳۹۹۵۸
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۰:۳۱
تعداد نظرات: ۱ نظر
ارسال به دوستان
ذخیره
نامه احساسی سردار سلیمانی به فرزندش
 شهید قاسم سلیمانی در نامه‌ی خود به فرزندش که برای نخستین بار منتشر شده است از چگونگی انتخاب شغل خود می‌گوید و این‌که هرگز نمی خواسته نظامی شــود و هرگز از مدرج شدن خوشش نمی‌آمده.

 شهید قاسم سلیمانی در نامه‌ی خود به فرزندش که برای نخستین بار منتشر شده است از چگونگی انتخاب شغل خود می‌گوید و این‌که هرگز نمی خواسته نظامی شــود و هرگز از مدرج شدن خوشش نمی‌آمده.

متن نامه شهید حاج قاسم سلیمانی به فرزندش به این شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم
آیا این آخرین سفر من است یا تقدیرم چیز دیگری است که هر چه باشد در رضایش راضی‌ام. در این سفر برای تو می نویسم تا در دلتنگی‌های بدون من یادگاری برایت باشد. شاید هم حرف به درد بخوری در آن یافتی که به کارت آید.
هر بار که ســفر را آغاز می‌کنم احساس می کنم دیگر نمی بینمتان. بارها در طول مســیر چهره‌های پر از محبتتان را یکی یکی جلوی چشمانم مجسم کرده‌ام و بارها قطرات اشکی به یادتان ریخته‌ام. دلتنگتان شده‌ام، به خدا ســپردمتان. اگر چه کمتر فرصت ابراز محبت یافته‌ام و نتوانستم آن عشق درونی خودم را به شما برسانم. اما عزیزم هرگز دیده‌ای کسی جلوی آیینه خود را ببیند و به چشمان خود بگوید دوستتان دارم، کمتر اتفاق می‌افتد اما چشمانش برایش باارزشترینند. شما چشمان منید. چه بر زبان بیاورم و چه نیاورم برایم عزیزید. بیش از بیست سال است که شما را همیشه نگران دارم و خداوند تقدیر کرده این جان پایان نپذیرد و شما همیشه خواب خوف ببینید. دخترم هر چه در این عالم فکر می کنم و کرده‌ام که بتوانم کار دیگری بکنم تا شما را کمتر نگران کنم، دیدم نمی توانم و این به دلیل علاقه‌ی من به نظامی‌گری نبوده و نیست. به دلیل شغل هم نبوده و نخواهد بود. به دلیل اجبار یا اصرار کسی نبوده است و نیست. نه دخترم من هرگز حاضر نیستم به خاطر شغل، مسئولیت، اصرار یا اجبار حتی یک لحظه شما را نگران کنم، چه برسد به حذف یا گریاندن شما.
من دیدم هرکس در این عالم راهی برای خود انتخاب کرده است یکی علم می‌آموزد و دیگری علم می‌آموزاند. یکی تجارت می کند کسی دیگر زراعت می کند و میلیون‌ها راه یا بهتر است بگویم به عدد هر انسان یک راه وجود دارد و هر کس راهی را برای خود برگزیده است. من دیدم چه راهی را می بایست انتخاب کنم. با خود اندیشیدم و چند موضوع را مرور کردم و از خود پرسیدم اولا طول این راه چقدر است انتهای آن‌ها کجاست، فرصت من چقدر است. و اساساً مقصد من چیست. دیدم من موقتم و همه موقت هستند. چند روزی می مانند و می روند. بعضی‌ها چند سال برخی‌ها ده سال اما کمتر کسی به یک ‌صد سال می رسد. اما همه می روند و همه موقتند. دیدم تجارت بکنم عاقبت آن عبارت است از مقداری سکه براق شده و چند خانه و چند ماشین. اما آن‌ها هیچ تأثیری بر سرنوشت من در این مسیر ندارد. فکر کردم برای شــما زندگی کنم دیدم برایم خیلی مهم‌اید و ارزشمندید به طوری که اگر به شما درد برسد همه‌ی وجودم را درد فرا می‌گیرد. اگر بر شما مشکلی وارد شود من خودم را در میان شــعله‌های آتش می بینم. اگر شما روزی ترکم کنید بند بند وجودم فرو می ریزد. اما دیدم چگونه می توانم حلال این خوف و نگرانی‌هایم باشم. دیدم من باید به کسی متصل شوم که این مهم مرا علاج کند و او جز خدا نیست. این ارزش و گنجی که شما گل‌های وجودم هســتید با ثروت و قدرت قابل حفظ کردن نیست. وگرنه باید ثروتمندان و قدرتمندان از مــردن خود جلوگیــری کنند و یا ثروت و قدرتشــان مانع مرض‌های صعب‌العلاجشان شود و از در بسترافتادگی جلوگیری نماید. من خدا را انتخاب کرده ام و راه او را. اولین بار است که به این جمله اعتراف می‌کنــم؛ هرگز نمی خواســتم نظامی شــوم، هرگز از مدرج شــدن خوشــم نمی‌آمد. من کلمه‌ی زیبای قاسم را که از دهان پاک آن بسیجی پاسدار شهید برمی خاست بر هیچ منصبی ترجیح نمی دهم. دوست داشتم و دارم قاسم بدون پسوند یا پیشوندی باشم. لذا وصیت کردم روی قبرم فقط بنویسید سرباز قاسم، آن هم نه قاسم سلیمانی که گنده‌گویی است و بار خورجین را سنگین می کند.
عزیزم از خدا خواستم همه‌ی شریان‌های وجودم را و همه‌ی مویرگهایم را مملو از عشق به خودش کند. وجودم را لبریز از عشق خودش کند. این راه را انتخاب نکردم که آدم بکشم، تو میدانی من قادر به دیدن بریدن سر مرغی هم نیستم. من اگر سلاح به دست گرفته‌ام برای ایستادن در مقابل آدمکشان است نه برای آدم کشتن. خود را سرباز در خانه هر مسلمانی می بینم که در معرض خطر است و دوست دارم خداوند این قدرت را به من بدهد که بتوانم از تمام مظلومان عالم دفاع کنم. نه برای اسلام عزیز جان بدهم که جانم قابل آن را ندارد، نه برای شیعه‌ی مظلوم که ناقابلتر از آنم، نه نه... بلکه برای آن طفل وحشت‌زده بی‌پناهی که هیچ ملجأیی برایش نیست، برای آن زن بچه‌به‌سینه چسبانده هراسان و برای آن آواره در حال فرار و تعقیب، که خطی خون پشت سر خود بر جای گذاشته است می جنگم.
عزیزم من متعلق به آن سپاهی هستم که نمی خوابد و نباید بخوابد. تا دیگران در آرامش بخوابند. بگذار آرامش من فدای آرامش آنان بشود و بخوابند. دختر عزیزم شما در خانه من در امان و با عزت و افتخار زندگی می کنید. چه کنم برای آن دختر بی پناهی که هیچ فریادرسی ندارد و آن طفل گریان که هیچ چیز... که هیچ چیز ندارد و همه چیز خود را از دست داده است. پس شما مرا نذر خود کنید و به او واگذار نمایید. بگذارید بروم، بروم و بروم. چگونه می توانم بمانم در حالی که همه قافله من رفته است و من جا مانده‌ام.
دخترم خیلی خسته‌ام. سی سال است که نخوابیده‌ام اما دیگر نمی خواهم بخوابم. من در چشمان خود نمک می ریزم که پلک‌هایم جرأت بر هم آمدن نداشته باشــد تا نکند در غفلت من آن طفل بی‌پناه را سر ببرند. وقتی فکر می کنم آن دختر هراسان تویی، نرجس اســت، زینب است و آن نوجوان و جوان در مسلخ خوابانده که در حال سربریده شدن است حسینم و رضایم است از من چه توقعی دارید؟ نظاره‌گر باشم، بیخیال باشم، تاجر باشم؟ نه من نمی توانم اینگونه زندگی بکنم.
والسلام علیکم و رحمت الله»

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
مهدى
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۲۱ - ۱۳۹۹/۱۱/۲۲
0
0
خدايش رحمت كند
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار

مرعشی: خاتمی در مراوده با حاکمیت تعلل کرده است/ واکنش‌های شدید از هر دو سو نیز نشان‌دهنده سازنده بودن این نامه‌نگاری است

ظرف چند روز آینده مشکل مرغ در استان حل خواهد شد

کرونای انگلیسی در استان کرمان گریبان 9 نفر را گرفته است

جهانگیری: هیچ کشوری از دوستان شفیق و نزدیک ایران و دیگران به طور رسمی از ما نفت خریداری نکرده اند/ در جلسه‌ای در حضور رهبر معظم انقلاب یکی از آقایان مدعی شده بود که فردی را می‌شناسد که می‌تواند روزانه دو میلیون بشکه نفت بفروشد/ همه فقط مدعی بودند و نتوانستند حتی یک بشکه نفت بفروشند/ در روز‌های پایان سختی‌ها هستیم

کلاس های دبیرستان زینبیه جیرفت کانکسی است/نادیده گرفتن نیازهای آموزشی دانش آموزان عشایری باعث تبعات زیادی از جمله ترک تحصیل می شود

پیش بینی کاهش دما در کرمان/در مناطق شرقی و جنوب شرق وزش باد را داریم

استان کرمان بیشترین تعداد زلزله‎ در کشور را داشت/ثبت ۳ زلزله بزرگتر از ۴ در استان‌های کرمان 

گرد و غبار در ریگان سه برابر حد مجاز/۱۳ شهروند ریگانی راهی مراکز درمانی شدند/ ۱۵۰ روستای شهرستان ریگان در محاصره شدید قرار دارند

شرکت زرین رویا از میان دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان نیرو جذب می‌کند

درآمد روستائیان کرمان رتبه 30 کشور و درآمد شهری رتبه 31 کشور است/آموزش عالی ما بهره ور نیست/کرمان در مصرف آب در کشور دومین استان بعد از خوزستان است

پربازدید ها

نژادحیدری به عنوان دبیرکل جدید جمعیت توسعه و آزادی استان کرمان انتخاب شد

مرعشی: خاتمی در مراوده با حاکمیت تعلل کرده است/ واکنش‌های شدید از هر دو سو نیز نشان‌دهنده سازنده بودن این نامه‌نگاری است

احمدي‌نژادی‌ها با اصلاح‌طلبان لج مي‌كنند يا اصولگرايان؟

رئیس کل دادگستری کرمان: شعب ویژه رسیدگی به تخلفات انتخاباتی در کرمان تشکیل شد/ معاون سیاسی استاندار: داوطلبان شرکت در انتخابات شورای شهر تا ۲۵ اسفندماه جاری مهلت دارند برای دریافت گواهی عدم سوءپیشینه اقدام کنند

روحانی: آژانس جای بازی سیاسی نیست/ هر وقت تحریم برداشته شود ما بدون استثنا به تعهداتمان برمی‌گردیم/ برجام کم و زیاد نمی‌شود

جهانگیری: هیچ کشوری از دوستان شفیق و نزدیک ایران و دیگران به طور رسمی از ما نفت خریداری نکرده اند/ در جلسه‌ای در حضور رهبر معظم انقلاب یکی از آقایان مدعی شده بود که فردی را می‌شناسد که می‌تواند روزانه دو میلیون بشکه نفت بفروشد/ همه فقط مدعی بودند و نتوانستند حتی یک بشکه نفت بفروشند/ در روز‌های پایان سختی‌ها هستیم

استاندار کرمان: فرمانداران و بخشداران حق جانب‌داری از هیچ کاندیدایی ندارند

پر بحث

فوری/علی زینی وند استاندار کرمان شد+ سوابق   (۱۰ نظر)

دوازده‌گانه‌ای برای سومین استاندار دولت دوازدهم؛ تا ریشه در آب است، امید ثمری هست   (۹ نظر)

فرماندار مستعفی ارزوئیه: خبری از درخواست جابجائی ام نشد؛ استعفا دادم   (۵ نظر)

دکتر حمیده واعظی سرپرست معاونت توسعه مدیریت و منابع استانداری کرمان شد   (۴ نظر)

آتشی که دانشمند روشن کرد/ فرماندار: موضوع را پیگیری می‌کنیم   (۴ نظر)

بیل‌گیتس هم دلش می‌خواهد بازاریاب شبکه‌ای شود! اگر پولدار شوید مادرتان هم بیشتر دوست‌تان دارد   (۳ نظر)

هیچ مدیر مدرسه ای حق دریافت وجه در زمان ثبت نام را ندارد/چند مدیر را به خاطر این تخلف عزل کردیم   (۳ نظر)

ظریف رسم رفاقت را به جا آورد   (۳ نظر)

ماجرای تخلفات فروش منازل سازمانی آب منطقه ای کرمان چه بود؟   (۲ نظر)

«سهام طلایی» طلایی شد   (۲ نظر)