کد خبر: ۴۲۷۶۹
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۴۰۰ - ۲۲:۰۹
ارسال به دوستان
ذخیره
این زن جوان گفت: ۱۳ ساله بودم که به خواست پدر و مادرم پای سفره عقد نشستم و با پسردایی ام ازدواج کردم در حالی که هیچ علاقه‌ای به «فریدون» نداشتم، اما نمی‌توانستم در این باره چیزی به پدر و مادرم بگویم. با وجود این پا به خانه بخت گذاشتم و زندگی زیر یک سقف را آغاز کردم، ولی همسرم از همان دوران نامزدی نسبت به رفتار و معاشرت‌های من با دیگران بسیار بدبین بود و مرا به شدت کنترل می‌کرد تا جایی که به سختی توانستم رضایتش را برای ادامه تحصیل جلب کنم چرا که علاقه زیادی به درس و مدرسه و کسب مدارج علمی بالاتر داشتم.

خراسان نوشت:زن ۳۸ ساله‌ای که به اتهام خیانت به همسرش در بازداشت به سر می‌برد شرح زندگی و خیانت خود را در کلانتری مشهد بیان کرد.
این زن جوان گفت: ۱۳ ساله بودم که به خواست پدر و مادرم پای سفره عقد نشستم و با پسردایی ام ازدواج کردم در حالی که هیچ علاقه‌ای به «فریدون» نداشتم، اما نمی‌توانستم در این باره چیزی به پدر و مادرم بگویم. با وجود این پا به خانه بخت گذاشتم و زندگی زیر یک سقف را آغاز کردم، ولی همسرم از همان دوران نامزدی نسبت به رفتار و معاشرت‌های من با دیگران بسیار بدبین بود و مرا به شدت کنترل می‌کرد تا جایی که به سختی توانستم رضایتش را برای ادامه تحصیل جلب کنم چرا که علاقه زیادی به درس و مدرسه و کسب مدارج علمی بالاتر داشتم.
خلاصه من در حالی دخترم را بزرگ می‌کردم و به امور تحصیل و خانه داری می‌پرداختم که هیچ گونه سازگاری اخلاقی و تفاهمی با فریدون نداشتم. او ۱۴ سال از من بزرگ‌تر بود و هیچ وقت نمی‌توانست مرا در آن سن و سال درک کند، او کارمند یک شرکت خصوصی بود و درآمد خوبی داشت به همین دلیل امکانات رفاهی را برای من و دو فرزندم فراهم می‌کرد، اما از نظر عاطفی همواره کمبود شدیدی را احساس می‌کردم.
از سوی دیگر نیز سوء ظن‌های همسرم مرا به شدت آزار می‌داد و من به هیچ طریقی نمی‌توانستم او را از این افکار اشتباه باز دارم به خاطر همین در یک تفکر احمقانه تصمیم به انتقام از بدبینی هایش گرفتم تا به این طریق او را آزار بدهم. این گونه بود که در یکی از شبکه‌های اجتماعی با پسر ۲۶ ساله‌ای آشنا شدم که خودش را مهندس راه و ساختمان معرفی می‌کرد.
ابتدا قصد داشتم همسرم را متوجه اشتباهش بکنم تا بیشتر از این به خاطر سوء ظن هایش مرا زجر ندهد، ولی بعد از آن که چند بار با «عرشیا» قرار ملاقات گذاشتم و در بیرون از منزل به دیدارش رفتم. دیگر به او دل باختم چرا که او جوانی مجرد و مهربان بود. من هم که از نظر عاطفی همواره در زندگی ام مشکل داشتم خیلی زود شیفته محبت هایش شدم و در حالی به درد دل با او می‌پرداختم که هیچ گاه فکر نمی‌کردم روزی این ارتباط کثیف مخفیانه به حادثه‌ای دلخراش منجر شود و مرا به رسوایی بزرگی بکشاند به طوری که دیگر نتوانم سرم را بالا بگیرم یا حتی به چشمان فرزندان سرشکسته ام نگاه کنم.
در عین حال شعله‌های انتقام از بدبینی‌های همسرم در وجودم زبانه می‌کشید و از سوی دیگر نیز وابستگی عاطفی من به عرشیا بیشتر می‌شد. در همین روز‌ها همسرم که بویی از این ماجرا و ارتباط پنهانی برده بود در حالی مرا زیر مشت و لگد گرفت و کتکم زد که نمی‌توانست ارتباط من با جوانی غریبه را اثبات کند، با وجود همه این درگیری‌ها و کشمکش‌های خانوادگی تصمیم احمقانه تری گرفتم و برای آزار همسرم رابطه ام با عرشیا را بیشتر کردم تا جایی که یک روز زمانی که همسرم در منزل نبود و یقین داشتم از سرکار به خانه باز نمی‌گردد عرشیا را به خانه‌ام دعوت کردم، ولی هنوز دقایق زیادی از حضور او نگذشته بود که ناگهان کلید در قفل منزل چرخید و همسرم به طور سرزده وارد اتاق شد.
من که از ترس شوکه شده بودم با همان ظاهر نامناسب فقط حیرت زده نگاهش می‌کردم و عرشیا هم به دنبال راه فراری می‌گشت در یک لحظه همسرم چاقویی را از آشپزخانه برداشت تا به سوی ما حمله کند، ولی عرشیا که به شدت ترسیده بود خودش را از پنجره اتاق خواب به درون خیابان انداخت.
این گونه بود که با تماس اهالی محل عرشیا با دست و پا‌های شکسته به یکی از بیمارستان‌های مشهد منتقل شد ...
من هم که در میان آبروریزی و رسوایی بزرگ به خاطر این تصمیم احمقانه حتی نمی‌توانم به چشمان نزدیک‌ترین عزیزانم نگاه کنم با دستور مقام قضایی بازداشت شده ام.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار

همه ما از بیکاری گلایه داریم، اما دغدغه رفع آن را نیز نداریم/ از نظر فضای کسب و کار بدترین وضعیت را بین استان‌ها داریم/ چرا یک دستگاه باید این همه پرونده را معطل کند؟

گستره نارضایتی را نباید محدود به همین تعداد شرکت‌کننده در تجمع‌های اعتراضی دانست/ عصبانیتی که التیام پیدا نکند، تبدیل به خشم فروخورده می­‌شود/ مردم یک روزه خشمگین و عصبانی نمی‌­شوند

سردار سلامی: انتقام خون شهدای جنایت جمعه سیاه زاهدان را دستور کار خود می‌دانیم/ رزمندگان حافظ امنیت ضربات مهلک و ویرانگری را به اردوگاه شیطان و تروریست‌های جلاد و خون آشام در این دیار وارد می سازند

فارس: اعتراضات دانشجویی در برخی دانشگاه‌ها / بعضا شعار‌های تندی سر می‌دهند

آمار زنان سالمند تنها در ایران ۴ برابر مردان

آخرین رنگ‌بندی کرونایی اعلام شد؛ ایران در وضعیت آبی

دارویی موثر برای اگزمای کودکان

پایان تولید پژو ۴۰۵ و سمند توسط ایران خودرو

جذب ۹۹.۶ درصد اسناد خزانه بودجه ۱۴۰۰ در استان کرمان

جنوب و شرق کرمان درگیر گرد و خاک و رگبارهای بارانی

پربازدید ها

هشدار سطح زرد هواشناسی؛ وزش باد شدید و وقوع رگبار و رعد و برق در کرمان

احضار ۲۰ مسئول و کارمند به دادسرای شهربابک به دلیل ترک فعل

دستگیری 9 سارق سیم و کابل برق در کرمان

معادن و شرکت‌های تولیدکننده باید استانداردهای موجود را رعایت کنند / باید گلایه‌مندی مردم در زمینه آلایندگی صنایع برطرف شود

به این ۷ دلیل هنگام راه رفتن هرگز غذا نخورید!

کلاس‌های درس همه دانشگاه‌های کشور حضوری است

استفاده از ماسک در مدارس ضروری است

این ویتامین‌ها با خشک کردن میوه از بین می‌روند!

شرایط زندان‌های استان مطلوب است / افرادی که فاقد سابقه کیفری هستند، از ارفاقات حداکثری برخوردار می‌شوند

جنوب و شرق کرمان درگیر گرد و خاک و رگبارهای بارانی

پر بحث

مرعشی: هر ایده‌ای که بخواهم اجرا کنم متوقف می‌شود/ تجربیات افراد متعلق به خودشان نیست   (۴ نظر)

کدخدائی، پورغلامعلی و ابراهیمی گزینه‌های جدی فرمانداری رفسنجان   (۳ نظر)

چرا دیگران «دعایی» نشدند و یا «دعایی» نیستند؟   (۲ نظر)

کارهای بزرگ به آدم های کوچک سپرده شده است/ کارنامه دولت غیرقابل قبول است   (۲ نظر)

برجام پایان یافته است/ در بحث اقتصاد و در زیربنا دولت عملکرد مناسبی داشته است   (۲ نظر)

انتقاد تند همتی از تصویب طرح صیانت، «طبقاتی سازی اینترنت و محدودسازی حداکثری‌اش»   (۲ نظر)

از تیشه بده اره بگیر زاهدی و پورابراهیمی تا تشر سردار معروفی/ زاهدی: آقای فداکار را از زمانی که دانشجو بود می‌شناسم/ پورابراهیمی: اگر برخی‌ها آقای فداکار را از دوره دانشجوئی می‌شناسند من ایشان را از زمان جنگ می‌شناسم   (۱ نظر)

مهدی آگاه درگذشت   (۱ نظر)

مویدی: پول مردمی که نان ندارند بخورند را به دوستان‌تان می‌دهید/ فعالیت‌های کمیسیون فرهنگی سیاسی است تا فرهنگی/ امینی‌زاده: خیلی وقاحت می‌خواهد به یک جریان مردمی انگ سیاسی بزنیم/ بله کار سیاسی ما تقویت جریان انقلابی است   (۱ نظر)

با نان کارگری مادرم در کارخانه ریسندگی کرمان بزرگ شدم/ عهد بستم تا زمانیکه در لباس طلبگی هستم از هیچ دولتی حقوق نگیرم/شرطم با امام برای پذیرش سفارت ایران در عراق نگرفتن حقوق بود   (۱ نظر)